در هر نظام حقوقی تصمیم گیری در موضوع حضانت و سرپرستی کودکان، مبتنی بر نوع برداشت نظام مذکور از کودک و مفهوم کودکی است و در این زمینه، تصمیم گیری صحیح نیازمند بهره گیری از معیارهای مشخص و کارآمد است. در فقه اسلامی این معیار تحت عنوان مصلحت یا غبطه معرفی شده است و پس از تصویب کنوانسیون حقوق کودک نیز مصالح عالیه کودک به عنوان مفهومی فراگیر در حوزه ی کودک مورد توجه قرار گرفت. با این وجود ذات سیّال و مبهم مصالح عالیه زمینه را برای برداشت های مختلف فراهم نمود، امری که سبب تشتت آراء وسردرگمی ارزیابان در این حوزه شده است. در این میان کمیته ی کنوانسیون حقوق کودک تلاش زیادی برای زدودن ابهام از چهره ی مصالح عالیه کرده است. بهره گیری از مواد قانونی در قوانین ایران نیز دراین خصوص می تواند تا حدی رهگشا باشند. هدف پژوهش حاضر استخراج مؤلفه های حضانت در چارچوب مصالح عالیه کودک با استفاده از ظرفیت کنوانسیون و قوانین داخلی است. از این رو ارائه ی مؤلفه های مذکور از دستاوردهای این تحقیق می باشد.